محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1731
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
يكى بنى عنتره ، « 1 » و ديگرى بنى سليم ، و سه ديگر بنى عرنيه ( ؟ ) . « 2 » و اين بنى سليم نو مسلمان شده بودند و پيغامبر عليه السّلم ايشان را مسلمانى آموخته بود ، و ايشان را گفته بود « 3 » كه : چون باز قبيلهء خويش رويد روز عيد گوسفند كشان اوّل نماز عيد بكنيد آن گه قربان كنيد ، و گوسفندان كشيد ، و ايشان پيش از نماز گوسفند بكشتند . پس خداى عزّ و جلّ اين آيت بفرستاد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ( إلى قوله ) لا تَشْعُرُونَ « 4 » و اين آيت اندرشان ثابت بن قيس بن شمّاس آمد و مردمان بنو تميم . و سبب اين آن بود كه ثابت بن قيس بيامد با گروهى بنزديك پيغامبر عليه السّلم ، و چون برسيد وقت قيلوله بود و پيغامبر عليه السّلم خفته بود اندر حجره ، و ايشان چون برسيدند ادب نگاه نداشتند ، و بآواز بلند پيغامبر عليه السّلم را بخواندند ، و گفتند كه : يا محمّد بن عبد اللَّه بيرون آى . پس همانگاه مردمان بنو تميم اندر رسيدند - و ايشان نيز مهتران عرب بودند - و همه گرد آمدند ، و پيغامبر عليه السّلم را گفتند كه : ما اين كه تو مىگواى كه من پيغامبر خدايم آن گاه از تو بپذيريم كه تو با ما مفاخرت كنى ، و ما با تو مفاخرت كنيم بنسب و شعر . پيغامبر عليه السّلم گفت كه : روا باشد . پس ايشان هر گروهى خطيبى فرا كردند . و سه گروه بودند و سه خطيب فرا كردند ، تا شعر گفتند بنسب و فخر كردند بمردانگى و سوارى . پس چون ايشان شعر خويش بگفتند ، پيغامبر عليه السّلم حسّان بن
--> ( 1 ) بنى عنزه . ( صو ) - بنى عنبر . [ تفسير ابو الفتوح در همين آيه - بنى عنبر ، سيرة النبويه ] ( 2 ) يكى بنى عنزه ، و ديگرى بنى سليم ، و سديگر بنى عرينه . ( صو ) ( 3 ) بياموخت و بفرمودشان . ( صو ) ( 4 ) الحجرات 2 - 1